لندن، ۱۹۳۶.
جهان در تاریکی رکود بزرگ فرو رفته است.
کارخانهها تعطیل، بانکها ورشکسته، و مردم ناامیدند.
در گوشهای از اتاق، مردی با چشمانی درخشان و پیپی در دست،
بر روی نسخهی دستنویس کتابی کار میکند.
کتاب نام دارد:
The General Theory of Employment, Interest and Money
او زیر لب میگوید:
بازار همیشه درست نیست… «
».چون انسان، همیشه منطقی نیست
و با همین جمله، اقتصاد جهانی را وارد عصر جدیدی میکند.
مسیر زندگی و شکلگیری ذهنی
جان مینارد کینز در سال ۱۸۸۳ در کمبریج به دنیا آمد.
پدرش استاد اقتصاد بود و مادرش فعال اجتماعی.
در محیطی پر از اندیشه، مناظره و موسیقی رشد کرد.
در دانشگاه کمبریج، فلسفه، ریاضیات و منطق خواند
و تحت تأثیر استاد بزرگش آلفرد مارشال قرار گرفت.
کینز نه تنها اقتصاددان بود، بلکه نویسنده، هنرمند و سیاستگذار نیز بود ،
که شامل نویسندگانی چون ویرجینیا وولف بود.»بلومزبری« عضو گروه روشنفکری مشهور
اما همهچیز از سال ۱۹۱۹ آغاز شد؛
وقتی در کنفرانس صلح ورسای شرکت کرد و دید چگونه تصمیمهای اقتصادی نادرست
میتواند به جنگ جهانی بعدی منجر شود.
او استعفا داد و کتابی نوشت:
The Economic Consequences of the Peace
که در آن پیشبینی کرد:
تحقیر آلمان، به کابوس تازه« ».ای منتهی خواهد شد
(و درست گفت.)
فلسفه فکری و مدل ذهنی
1 . بازار همیشه خودش را اصالح نمیکند.
او برخالف نظریهی کالسیک گفت:
».دست نامرئی، گاهی نابینا است«
به باور او، بازار آزاد در زمان بحران،
به کمک نیاز دارد ، کمک دولت.
2 .. دولت، بازیگر فعال اقتصاد است
کینز پیشنهاد کرد که دولت باید در دوران رکود،
با افزایش هزینههای عمومی، تقاضا را تحریک کند.
بهجای انتظار برای بهبود خودکار بازار،
باید اقتصاد را نجات داد، نه فقط تحلیل کرد.
3 .. احساسات جمعی، نیروی محرک بازارند
او مفهوم مشهور “Animal Spirits” را معرفی کرد ،
احساسات، امیدها و ترسهایی که تصمیمهای اقتصادی را شکل میدهند.
اقتصاد، در نهایت درباره « ».ی روان انسان است، نه فقط عددها
دستاوردهای تاریخی
خلق نظریهی عمومی اشتغال، بهره و پول (6391)
.این کتاب، یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ اقتصاد است او برای نخستین بار، چارچوبی ساخت که دولت میتواند
با سیاست مالی فعال (افزایش هزینهها، کاهش مالیات) رکود را از بین ببرد.
بنیانگذاری اقتصاد کالن مدرن
پیش از او، اقتصاددانان خرد را مطالعه میکردند.
کینز برای نخستینبار از دید کالن نگاه کرد ، به درآمد ملی، بیکاری، و سیاست پولی.
معمار نظم پولی پس از جنگ جهانی دوم
در ۱۹۴۴، او یکی از طراحان اصلی کنفرانس برتون وودز بود که منجر به تشکیل صندوق بینالمللی پول ( IMF ) و
بانک جهانی شد.
چالشها و انتقادات
دخالت بیش « منتقدان لیبرال او را متهم به می »ازحد دولتکردند.
اما کینز پاسخ داد:
».وقتی بازار خواب است، دولت باید بیدار بماند«
در دهههای بعد، نظریات او بارها نقد شد، اما در هر بحران ، از دههی ۳۰ تا ۲۰۰۸ ، جهان دوباره به سراغ
آموزههای او برگشت.
میراث و قواعد ماندگار
1. .دولت باید در دوران بحران، فعاالنه وارد عمل شود
2. احساسات جمعی، محرک اقتصاد واقعیاند.
3. .سیاست مالی، ابزار نجات است، نه تهدید
4. .رکود، حاصل ترس است، نه فقط عدد
5. .در بلندمدت، انسان اهمیت دارد، نه تئوری
6. .اقتصاد باید در خدمت جامعه باشد، نه برعکس
7. .اعتماد، ارز ناپیدای رشد اقتصادی است
8. ثروت بدون توزیع عادالنه، ثبات نمیآورد.
9. بحران، نتیجهی کمبود تقاضا، نه کمبود استعداد است.
01. .دانش اقتصادی، زمانی معنا دارد که رنج انسان را کاهش دهد
نکات کلیدی برای رهبران امروز
● .در بحران، منتظر بازار نباش؛ خودت شو بازیگر اصلی
● .ترس مردم را درک کن، نه فقط نرخ بهره را
● .خرج کن تا اعتماد بسازی، نه فقط برای تحریک عددها
● فراموش نکن: اقتصاد از انسان آغاز میشود و به انسان بازمی گرد
● اگر تئوری با واقعیت نمیخواند، تئوری را تغییر بده.
در واپسین سال زندگی گفت:
من می « خواستم اقتصاد را از ریاضیدانان پس بگیرم
و دوباره به دنیای انسان ».ها بازگردانم
جان مینارد کینز، اقتصاد را از سردی معادالت به گرمای سیاست و انسانیت بازگرداند.
او نه فقط یک نظریهپرداز، بلکه نجات دهندهی اندیشهی مدرن بود ، مردی که به ما آموخت،
گاهی باید برای نجات بازار، از قانون بازار عبور کرد.
شاید راز او در یک جمله خالصه شود:
اقتصاد، هنر اداره « ».ی آینده با فهم احساسات امروز است