شیکاگو، دههی ۱۹۷۰.
در اوج رکود تورمی، دولتها درمانده اند.
تورم باال، رشد پایین، و بیکاری گسترده.
در دانشگاه شیکاگو، مردی کوچکاندام با عینکی گرد
روی تخته مینویسد:
“Inflation is always and everywhere a monetary phenomenon.”
(تورم، همیشه و همهجا پدیدهای پولی است.)
دانشجویان یادداشت برمی دارند ،
اما هنوز نمیدانند که این جمله،
جهت گیری اقتصادی نیمقرن آینده را تعیین خواهد کرد.
مسیر زندگی و شکلگیری ذهنی
میلتون فریدمن در سال ۱۹۱۲ در بروکلین، نیویورک در خانوادهای مهاجر از اروپای شرقی به دنیا آمد.
از همان نوجوانی عاشق ریاضیات و منطق بود.
در دانشگاه راتگرز تحصیل کرد و سپس در شیکاگو و کلمبیا ادامه داد.
فعالیت کرد، اما خیلی زود دریافت که سیاست »نیو دیل« او ابتدا در دولت روزولت در دورانهای مداخله گرایانهی دولتی، به جای کمک، موجب ناکارآمدی میشوند.
در دههی ۵۰، بهعنوان استاد اقتصاد دانشگاه شیکاگو،
هستهی فکری مکتب Chicago School of Economics را شکل داد ،
جنبشی که شعارش ساده بود:
».بگذار بازار تصمیم بگیرد«
فلسفه فکری و مدل ذهنی
1 .. آزادی، هدف اقتصاد است، نه ابزار آن
او باور داشت که اقتصاد آزاد،
اساس جامعهی آزاد است.
اگر آزادی اقتصادی را از بین ببری، «
دیر یا زود آزادی سیاسی هم از بین می ».رود
2 . دولت، بیشتر اوقات بخشی از مشکل است، نه راهحل.
فریدمن میگفت هر بار که دولت میخواهد بازار را اصالح کند،
نتیجهاش اغلب خرابتر میشود.
هیچ چیز به« اندازه ».ی کمک دولت، دائمی نیست
3 .. پول، خون اقتصاد است
او با تأکید بر کنترل حجم پول،
نظریهی مونتاریسم ( Monetarism ) را بنا کرد ،
نظامی که در آن کنترل عرضهی پول،
کلید مهار تورم و ثبات اقتصادی است.
دستاوردهای تاریخی
نظریهی پولی نوین ( Monetarism )
او گفت تورم نه از طمع، نه از کارگر، بلکه از سیاستگذار میآید.
وقتی دولت بیش از حد پول چاپ میکند،
قیمتها باال میروند و ارزش پول سقوط میکند.
تأثیر بر سیاستهای جهانی
نظریات او الهامبخش سیاست گذاران بزرگی شد،
از مارگارت تاچر در بریتانیا تا رونالد ریگان در آمریکا.
دهه »انقالب بازار آزاد« او ستون فکریی ۱۹۸۰ بود.
ارتباط مستقیم با مردم
با مجموعهی تلویزیونی مشهور خود،
Free to Choose (آزاد برای انتخاب)،
اقتصاد را از کالسهای دانشگاه به خانههای مردم آورد.
او توانست اقتصاد را به زبان ساده توضیح دهد
و مردم را به قدرت انتخاب آزاد باورمند کند.
چالشها و انتقادات
منتقدان میگفتند نظریات فریدمن باعث افزایش نابرابری شده،
چون بازار آزاد بدون کنترل، ضعیفان را جا میگذارد.
اما او پاسخ داد:
بازار، بی« ».عیب نیست، اما هر سیستم دیگری بدتر است
همچنین حضور فکری او در دوران دیکتاتوری شیلی
موجب انتقادات سیاسی شد،
ایده« اما فریدمن تأکید کرد که »ی آزادی اقتصادی
نباید بهدلیل سوءاستفادهی سیاستمداران نادیده گرفته شود.
میراث و قواعد ماندگار
1. .آزادی، زیربنای رشد پایدار است
2. تورم، نتیجهی سیاست پولی نادرست است.
3. .بازار، سازوکار طبیعی نظم است
4. دولت باید کمتر بداند، نه بیشتر دخالت کند.
5. .انتخاب آزاد، اساس کرامت انسانی است
6. کنترل نقدینگی، مهمتر از کنترل قیمت هاست.
7. هیچ چیز رایگان نیست ، حتی وعدههای سیاسی.
8. یارانه، در بلندمدت فقر میآورد، نه رفاه.
9. اعتماد به بازار، اعتماد به عقل جمعی انسانهاست.
01. .آزادی اقتصادی، شکل مدرن عدالت است
نکات کلیدی برای رهبران امروز
● در سیاستگذاری، ساده فکر کن و پیچیده عمل نکن.
● هر مداخلهی دولتی باید موقتی، هدفمند و محدود باشد.
● .برای کنترل تورم، حجم پول را کنترل کن
● از وعدههای بیهزینهی سیاست مداران بترس.
● .به مردم اجازه بده انتخاب کنند ، و نتیجه را بپذیرند
در یکی از آخرین سخنرانی هایش گفت:
من به بازار ایمان دارم، «
نه چون کامل است، بلکه چون انسان را آزاد می ».گذارد
میلتون فریدمن، صدای اقتصاد آزاد و منطق انتخاب بود.
او باور داشت که بزرگترین تهدید برای پیشرفت،
نه بازار، بلکه ترس از آزادی است.
شاید راز او در یک جمله خالصه شود:
».آزادی، تنها سیاست اقتصادی است که ارزش دفاع کردن دارد«
:بخش هشتم
سرمایه گذاران رشد و فناوری
مغزهای جسور دنیای نو « – کسانی که آینده را خریدند قبل از آن»که برسد
قرن بیستم با طال و نفت تعریف شد،
اما قرن بیست ویکم با داده، هوش مصنوعی و رؤیا شکل میگیرد.
در این دوران، سرمایهگذار دیگر فقط به دنبال بازده نیست ،
او به دنبال تغییر جهان است.
سرمایهگذاران فناوری و رشد، نسلی از متفکران و خطرپذیران اند
که مرز میان کارآفرینی، علم و فلسفه را شکسته اند.
آنان برخالف سرمایه ، »ارزش فعلی« گذاران سنتی، به جای نگاه به
هستند ، و حاضرند امروز زیان کنند تا فردا واقعیت جدیدی خلق شود.»پتانسیل آینده« به دنبال
این بخش دربارهی مردان و زنانی است که در ذهنشان، آینده از حال شروع میشود.
از پیتر تیل، استراتژیست فلسفی پشت PayPal و Palantir ،
تا مَسایوشی سون، مردی که میلیاردها دالر را در رؤیا سرمایهگذاری کرد؛
از چماث پالیهاپیتیا، صدای شورشی والاستریت،
تا کتی وود، زنی که آینده را در دادهها میبیند،
و مارک آندریسن، مغز پشت مرورگر Netscape و موج سرمایهگذاری جسورانه.
آنان نه فقط سرمایهگذار، بلکه معماران تمدن دیجیتال هستند.
وقتی دیگران به بازار نگاه میکردند،
آنها به زیرساخت جهان آینده نگاه کردند:
از اینترنت تا هوش مصنوعی، از ژنوم تا انرژی پاک.
اینجا، فلسفهی سرمایه نیست، »خرید و فروش« گذاری دیگر
بلکه پیش بینی انسان بعدی است.
جوهره فکری این نسل
1. پول، ابزاری برای ساختن آینده است، نه فقط ذخیرهی ارزش.
2. نوآوری، تنها داراییای است که تورم ندارد.
3. ریسک، هزینهی ورود به آینده است.
4. سرمایهگذاری جسورانه، نوعی ایمان است؛ نه فقط محاسبه.
5. تغییر جهان، از جسارت فرد آغاز میشود.
محور اصلی این بخش
در این بخش، با ۷ ذهن بزرگ آشنا میشویم:
1. پیتر تیل – فیلسوف سود و انحصار
2. مَسایوشی سون – سامورایی دادهها
3. چماث پالیهاپیتیا – صدای شورش علیه نظام مالی سنتی
4. کتی وود – پیامبر رشد در عصر داده
5. مایکل موریتز – قصه گوی سرمایهگذاری در سیلیکون ولی
6. مارک آندریسن – معمار اینترنت و عصر نرم افزار
7. ریچارد برانسون – ماجراجوی سرمایهگذاری جسورانه
این بخش، مثل پرتاب یک موشک است ،
از فلسفهی سرمایهگذاری تا روان شناسی ریسک،
از داستانهای شکست تا پیروزیهایی که آیندهی بشر را تغییر دادند.
اگر تا اینجا ذهنهای بازار را شناختیم،
در این بخش، ذهنهایی را خواهیم دید که بازار را از نو اختراع کردند.