کلیولند، سال ۱۸۷۰.
صبح زود، صدای سوت بخار از انبار نفت Standard Oil بلند میشود.
کارگران خستهاند، دود غلیظ آسمان را میپوشاند. در میان این هیاهو، مردی با کت بلند و دفترچه در
دست قدم میزند.
او آرام است، بیهیچ هیجانی. فقط نگاه میکند، یادداشت مینویسد و گاهی میگوید:
هر بشکه باید دقیق باشد. حتی یک قطره اتالف، یعنی بی « ».نظمی
آن مرد جان دی. راکفلر است.
در جهانی که نفت تازه از زمین بیرون آمده، او اولین کسی است که فهمیده است:
قدرت نه در نفت، بلکه در کنترل زنجیره است.
تا چند دهه بعد، او با ساختاردهی بیرحمانه و نظم فلزی، ۹۰٪ بازار نفت آمریکا را در اختیار دارد و
نامش تبدیل به مترادف ثروت و انضباط میشود.
فلسفه فکری و مدل ذهنی
راکفلر باوری بنیادین داشت:
"بینظمی، دشمن ثروت است. "
او باور داشت که جهان اقتصادی، اگر بیساختار بماند، ثروت را تباه میکند. پس همهچیز را مهندسی
کرد ، از خطوط ریلی و حمل ونقل تا قرارداد با بانکها و حتی بسته بندی بشکهها.
برای او، کارایی مقدس بود.
به کارمندانش میگفت:
اگر می « ».خواهید خدا را عبادت کنید، کارتان را درست انجام دهید
او به جای جستجوی سود لحظهای، دنبال کنترل بلندمدت بود.
از دیدش، ثروت یک سیستم زنده است که باید مثل یک ارگانیسم، تغذیه و تنظیم شود.
و مهمتر از همه، راکفلر بر خالف بسیاری از ثروتمندان هم عصرش، اعتقاد داشت که پول هدف نیست،
ابزار است.
او میگفت:
پول فقط آزمایش انسان است؛ نشان می « دهد تو چهکسی هستی وقتی هرچیزی
می ».توانی بخری
میراث و قواعد ماندگار
1. نظم، ثروت را میسازد.
2. انضباط مالی مهمتر از استعداد است.
3. بحرانها، پاداشِ کسانی اند که نقد ماندهاند.
4. .کنترل زنجیره یعنی کنترل آینده
5. .هدف، ثروت نیست؛ ساختن سیستمی اس که ثروت تولید کند
6. .رقابت سالم است تا زمانی که کارایی را نابود نکند
7. .شهرت واقعی در دوام است، نه در درخشش
8. .هر موفقیتی بدون هدف اخالقی، شکست پنهان است
9. .از هر شکست، ساختاری جدید بساز
01. .بهترین سرمایه، زمان است ، و مدیریت آن هنر توست