روایت آغاز
نیویورک، سال۱۹۸۲.
اتاقی تاریک با چند نمودار روی دیوار و مردی که جلوی تلویزیون سیانبیسی نشسته. با شور و
اطمینان جلوی دوربین میگوید:
ما در آستانه« ی بزرگ »!ترین رکود تاریخ هستیم
شش ماه بعد...
اقتصاد آمریکا برخالف پیشبینی او جهش میکند، و ری دالیو ورشکسته میشود.
تمام تیمش میرود. او مجبور میشود از پدرش پول قرض بگیرد تا قبضها را بپردازد.
اما به جای تسلیم، مینویسد:
من اشتباه کردم، اما نمی« ».خواستم دوباره بدون داده و قانون تصمیم بگیرم
از همان روز، دفترچهای باز میکند و شروع میکند به نوشتن قوانینی برای تصمیمگیری ، قوانین خشک،
دقیق، و مبتنی بر تجربه.
همان دفترچه بعدها تبدیل شد به Principles ، کتابی که شیوهی فکر کردن میلیونها مدیر و
سرمایهگذار را تغییر داد.