نیویورک، سپتامبر ۱۹۲۹. تاالر بورس وال استریت پر از فریاد و دود سیگار است.
صدای زنگ آغاز معامالت در فضای خفه اتاق میپیچد. شاخص داوجونز در آستانه سقوط است، اما
مردی با کت تیره و کاله فدورا آرام در گوشهای نشسته.
دفتری چرمی در دست دارد و در آن یادداشت میکند:
نمی« ».شود جلوی موج ایستاد. فقط باید سواری گرفت
جسی لیورمور به تلفن دستیاش اشاره میکند:
». بفروشید ، همه را بفروشید«
چند هفته بعد، والاستریت فرو میریزد.
هزاران سرمایهگذار نابود میشوند، اما او، مردی که روزگاری با چند دالر در دفتر شرط بندی سهام شروع
کرده بود، در یک روز بیش از ۱۰۰ میلیون دالر سود به جیب میزند ، رقمی معادل چند میلیارد امروز.
اما این آغاز تراژدی اوست، نه پایان پیروزیاش.
فلسفه فکری و مدل ذهنی
لیورمور بنیانگذار ناخودآگاه تحلیل تکنیکال مدرن بود، پیش از آنکه نامی برایش وجود داشته باشد.
او میگفت:
بازار هیچ« وقت اشتباه نمی ».کند، فقط نظر ما ممکن است اشتباه باشد
اصل طالییاش این بود :
Trend is your friend .، روند دوست توست
او فهمیده بود که بازار مثل دریا است: بهجای جنگیدن با موج، باید هم جهت با آن شنا کرد.
لیورمور هیچوقت براساس اخبار عمل نمیکرد، بلکه صرفاً با مشاهده رفتار قیمت، تصمیم میگرفت.
سیستم او ساده ولی بیرحمانه بود:
1. .فقط وقتی وارد شو که روند واضح است
2. .به محض خالف جهت شدن قیمت، خارج شو
3. .همیشه اجازه بده سود رشد کند، اما ضرر را فوراً قطع کن
این قواعد بعدها اساس روانشناسی معاملهگری مدرن شد.
میراث و قواعد ماندگار
1. .بازار همیشه حق دارد
2. هیچوقت امید را جایگزین استراتژی نکن.
3. .سود را رشد بده، ضرر را قطع کن
4. .حجم معامالت را فقط وقتی زیاد کن که سود داری
5. هیچکس بزرگتر از بازار نیست.
6. صبر، انضباط و اعتماد به روند سه ستون موفقیتاند.
7. .طمع دشمن هوش است
8. الگوها تکرار میشوند، اما ذهنها نه.